بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

فرشته مهربون من

دومین شمال

1391/3/7 13:33
نویسنده : مامي گل
204 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام شیرینم   برای دومین بار رفتیم شمال و این بار خییییلی بیشتر از دفعه قبل خوش گذشت ١ اینکه شما بزرگتر و شیرینتر شدی و ٢ به خاطر همسفرهای خوبمون  که یه دخمل همسن شما داشتن که خیلی ماه بود  و اسمش هم نیکی بود 

روز ٢ شنبه  اردیبهشت راه افتادیم و  رفتیم متل قو و یه خونه گرفتیم  کلی توی اون 3 روز خندیدیم از ماجراهای شما فرشته کوچولو ها  و البته به خودمون و بچه داریهامون از ماجراهای رستوران رفتن با 2 تا قابلمه کوچیک بگیر تا  ماجراهای دستشویی کردنهای وقت و بیوقتتون که گاهی ما به همسفرهامون میخندیدیم و گاهی اونها به ما

 

توی راه با پیک نیک کوچولومون قابلمه های کوچولوتون رو گرم کردیم و کلی خندیدم

ماجراهای بازی و دعواهاتون هم که جای خود داشت   که شما از جیغ زدنهای نیکی ناراحت میشدی و برای تلافی قصد گاز گرفتنش رو داشتی که فقط یکبار نصفه نیمه موفق شدی


البته لحظه های خوب هم زیاد بود وقتهایی که با سی دی با نی نی نانای میکردین   ... با هم دالی میکردین که البته نیکی در این زمینه پسشکسوت بود  چون همش در حال دالی بود ...لب دریا که با هم پایی به اب زدین  ......

البته نا گفته نماند که ما هم از جمع 6 نفرمون نهایت استفاده رو میکردیم و برای بازیهای ساحلی یا نینیها تحویل باباها بودن ومامانها میرفتن جت اسکی و تیوپ سواری و چتر سواری   یا برعکس   و البته گاهی هم خانوادگی تجربه 2 تا بچه داشتن رو برای دقایقی داشتیم تا خانواده دیگه بتونن با هم برن و لذت ببرن

کلا سفر خوبی بود و به این نتیجه رسیدیم که با همسفرهای هم شرایط خیلی خوش میگذره چون همدیگر رو ذرک میکنیم و هیچکدوم معطل اون یکی نشدیم  و خستگیمون حسابی در رفت   

دوستت داریم بهونه قشنگ زندگی

برای دیدن عکسها تشریف ببرین به ادامه مطالب

 

 

باغ لاله گچسر

همسفر کوچولوی خوش اخلاقمون

اینم تو راه برگشت که حسابی خوابیدی و از پیچهای جاده به عنوان ننو استفاده کردی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

بابایی
7 خرداد 91 14:17
باریکلا باریکلا مامی خسته نباشی انشاالله سفرهای بعدی


سپید مامان علی
8 خرداد 91 11:20
چه عکسای خوشگلی...معلومه حسابی به باران جونی خوش گذشته...انشاءالله همیشه به سفرهای خوب خوب برید و حسابی خوش بگذرونید
مریم ملکیان
8 خرداد 91 13:40
به به همیشه به سفر دخترم ...امیدوارم همیشه خوشحال و خندان با پدر و مادرت عزیزت خوش بگذرونی البته خاله جونو فراموش نکنی
هدی مامان مبین نفس
9 خرداد 91 9:55
خوشتیپ نازم خوشحالم سفر بهت خوش گذشته....همیشه همسفرهای یک موقعیت عالیه.....عکساتونم عالی شده همه لبخند و شاد...همیشه شاد باشید و سلامت
شاپرک مامان مهدی
9 خرداد 91 15:27
خدا معلومه حسابی بهت خوش گذشته چقد رهم بزرگ شدی ناناز
خاطره مامان بردیا
10 خرداد 91 16:16
همیشه به گردش و سفر قربونش برم که توی همه عکسا لبخند به لب داره فکر کنم حسابی بهش خوش گذشته ها
صوفی مامان رادمهر
11 خرداد 91 13:38
بابای مهربونم از صاحب آسمان می خواهم، روزگار را به کامت شیرین تر کند و از خالق آسمان می خواهم تا موجودی بر صفحه ی روزگار باشد تو نیز باشی.
روز پدر به بابای خوب باران شیرینم مبارک



یه عالمه ممنون صوفی جون مهربونم
شاپرک مامان مهدی
19 خرداد 91 0:12
همیشه به سفر حسابی خوش گذشته بهت ها دوست جون هم که داشتی کلی باهاش بازی کردی قربونت بره